الشيخ محمد علي الگرامي القمي
24
خدا در نهج البلاغه (فارسى)
بررسى مفاد روايات « كان اللّه » برخى برآنند كه بايد به تغيير ظواهر روايات « كان اللّه و لم يكن معه شىء » دست زد و « زمان » را به معنى « رتبه » گرفت . آنها مىگويند كه در چنين رواياتى ، « كان » از زمان گذشته حكايت نمىكند و گستره آن ، گذشته و حال و آينده را دربر مىگيرد و اساسا هرگاه « كان » در مورد خداوند به كار رود ، از زمان بر كنار و جداست ، چرا كه صفات و افعال خداوند همچون ذات او ، واجب است و به دليل آنكه « فيّاض بودن » درشمار صفات الهى است ، بايد همواره جهانى باشد تا با رسيدن فيض خداوند به آن ، « فيّاض بودن » خداوند معنا يابد و به گفته مرحوم سبزوارى ( ره ) : « كما يجب ذاته ، يجب صفاته و أفعاله ؛ همانطور كه ذات باريتعالى واجب مىباشد ، صفات و افعال او نيز واجب و هميشگى است » . در پاسخ به اين نظريه بايد گفت كه « واجب الصفات و الافعال بودن » به اين معناست كه از سوى خداوند ، بخل ، عجز ، جهل و يا موانع ديگرى در ميان نيست ، ولى به علّت ارتباط كلّ جهان خلقت باهم ، جهان مادّه كه شرايط و اوضاع خاصّ زمانى دارد ، مىتواند مقدّمات جهان مادّه را به بند كشد . به عبارتى ديگر ، يكى از وظايف مهمّ و بالعرض عالم مجرّدات ، « 1 » تدبير جهان مادّه است و چون جهان مادّه از رهگذر شرايط و اوضاع خاصّ
--> ( 1 ) . براساس ظاهر روايات خلقت ، حتّى جهان مجرّدات هم - كه به تعبير برخى از روايات ديگر ، حركت و صورت و وزن ندارد - داراى آغازند . جهت اطلاع از ويژگىهاى عالم مجرّدات ؛ ر . ك : توحيدشيخ صدوق .